مهر 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          


 جستجو 



 
  حجاب، عامل موثر در تهذيب نفس زن ...

ميل به خودنمايي و جلوه ‌گري به مصالحي در سرشت زن، نهفته است که بايد در مسير درست و هدفي والا بکار گرفته شود. چرا که هيچ گرايشي بدون جهت در جان انسان به وديعت نهاده نشده است. اما اگر اين گرايش، مرزي نداشته باشد و همه جا نمود داشته باشد فساد آفرين است. زیبایی برای زن دروجود او سرمایه است،اما باید بجا مصرف شود. زکات جمال زن،عفاف است.جواز کشف حجاب در مقابل محارم از جمله شوهر،این غریزه را جهت می دهد که خودآرائی زن مختص به شوهرباشد ومنع آن در برابر نا محرم،این غریزه را کنترل می کند.وقتی زن در جهت کنترل این خواهش،اقدام کرد آمادگی غلبه بر سایرخواهشها را بدست آورده ودرجهت رشد وتعالی خود حرکت می کند وانسانی مهذب می شود که می تواند جامعه خود را نیز بسازد.بدون هیچ تردیدی،اندام زن اگر آراسته گردد،هوس بازان را به هیجان می آورد ونسبت به زن تعرض می کنند.در سایه رعایت عفاف،زن با شهامت هر چه تمامتربه وظیفه خود در اجتماع مشغول شده وخطری نیز متوجه او نمی شود.از طرف دیگر انسان هم درمبارزه با نفس اغواگر پیروزی را کسب می کند.
بنابراين به درستي مي توان گفت حجاب در واقع تعديل كننده غريزه خودنمايي و تبرج در زنان است و با نقش اساسي كه در متعادل كردن غريزه خودنمايي و تبرج زن دارد، عامل مهمي براي جلوگيري از بخش بزرگي از پريشاني ها و دغدغه هاي فكري زن به شمار مي آيد؛ زيرا آزادي زن در خودآرايي و به نمايش گذاشتن جلوه هاي زنانه در بين جامعه، باعث افراط در تجمل و توجه به زيبايي هاي ظاهري مي شود كه اين توجه افراطي، مي تواند بروز اختلال هاي رواني را در زن در پي داشته باشد.(رجبي، 1390، ص 120- 121). افراط در توجه به زيبايي سبب مي شود افراد هر چه بيشتر به خودآرايي روي اورده و براي اين كار هزينه هاي سنگين متقبل شود كه ممكن است از سويي سبب به وجود اوردن مشكلات اقتصادي و منجر به بحث هاي خانوادگي شود و از سوي ديگر وجود امكان هميشگي مقايسه، دغدغه خاطر زنان شده و تمركز و آورامش روان آن ها را مختل مي كند.

معاونت  تربيتوآموزش عقيدتي سياسي سپاه

موضوعات: خانواده  لینک ثابت

[جمعه 1396-07-21] [ 09:37:00 ق.ظ ]  



  عابدترین، سخی ترین و پرهیزکارترین ! ...

 

عن رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله، قال: أعبَدُ الناس مَن أقامَ الفرائِض و اَسْخَی النّاس مَن اَدَّی زکاةَ مالِه و اَزهَدُ النّاس مَن اِجتَنَبَ الحرام و اَتقَی الناس مَن قالَ الحق فی ما لَهُ و علیه (الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی 72 )

 می‌فرماید أعبَد [مردم] این است؛ عابدترین (مردم) کسی است که فرائض را به جا می‌آورد. بعضی‌ها حرص و شوقی نشان می‌دهند به بعضی از مستحبات که خب فی‌نفسه در جای خود خوب است؛ اما همراه است با بی‌اعتنایی به واجبات؛ منطق شرع این را نمی‌پسندد و قبول ندارد. آنچه که در درجه‌ی اول اهمیت است فرائض است. این هم همین‌جور، سخی‌ترین مردم آن کسی است که زکات مال را می‌دهد؛ در مقابل آن کسانی است که پول خرج می‌کنند اما آنچه که بر آنها واجب است، آن را ادا نمی‌کنند؛ این سخاوت نیست. همچنین کسی که خمس بر او واجب است، خمس مالش را نمی دهد ،اما به فلان خیریه و … کمک میکند این را شارع مقدس نمی خواهد.

پارساترین مردم (نیز) آن کسی است که از حرام اجتناب کند و الاّ اگر انسان از بعضی زخارف دنیوی و جلوه‌های دنیا انسان اجتناب می‌کند و دامن خودش را برمی‌چیند که این فی‌نفسه خوب است لکن از گناهانی اجتناب نمی‌کند! این فرد زاهد نیست. و پرهیزگارترین مردم هم آن کسی است که حق را بگوید؛ در جایگاه حق بایستد؛ حرف حق بزند؛ چه آن حرف حق گفتن یا جای حق ایستادن،به نفعِ او تمام بشود یا به ضرر او باشد.

[ شرح حدیث از امام خامنه ای مدظله العالی در مقدمه درس خارج ، 14/2/93 ]

 

موضوعات: رهبری  لینک ثابت

 [ 09:35:00 ق.ظ ]  



  مثَل حریص به دنیا ! ...

باید انسان بداند که دنیا طوری است که هر چه آن را بیشتر تعقیب کند و در صدد تحصیل آن بیشتر باشد، علاقه اش به آن بیشتر شود و تأسّفش از فقدان آن روز افزون گردد، گوئی انسان طالب چیزی است که به دست او نیست. گمان می کند طالب فلان حدّ از دنیا است، تا آن را ندارد از آن تعقیب می کند و در راه آن تحمّل (هر سختی را) می کند و خود را به مهالک می اندازد؛ همین که آن حدّ از دنیا را به دست آورد، برای او یک امر عادی می شود و عشق و علاقه اش مربوط می شود به چیز دیگری که بالاتر از آن است و خود را برای آن به زحمت و مشقّت می اندازد و هیچ گاه عشقش فرو ننشیند، بلکه هر دم روزافزون شود و زحمت و تعبش بیشتر گردد. … چنانچه در کافی شریف از حضرت باقر العلوم (ع) روایت نموده که «مثَل حریص به دنیا مثَل کرم ابریشم است که هر چه به دور خود ، آن را بیشتر می پیچد از خلاص شدن دورتر شود تا آن که از اندوه بمیرد.»

[ امام خمینی –ره –آداب الصلوه ، موسسه نشر امام خمینی ، چاپ دوم ، 1372 ، ص 51]

موضوعات: امام خمینی  لینک ثابت

 [ 09:27:00 ق.ظ ]  



  تقدم و برتري مرگ نسبت به حيات ...

آيت الله انصاري شيرازي(رحمه الله عليه) : 

مرگ نيز امر وجودي و مخلوق خداوند است؛ چنان كه خداوند مي فرمايد:« الذَّي خَلَقَ المَوتَ وَ الحياهَ لِيَبلُوَكُم ايُّكُم اَحسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ العزيزُ الغفورُ: همانگونه مرگ و زندگي را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده»(ملك آيه2) در اين آيه شريفه مرگ برحيات مقدم شده است؛ زيرا مرگ نردبان و سبب انتقال و انسان به عالم بالاتر است و انسان تا زماني كه نميرد، حيات نمي­يابد. به همين دليل است كه حضرت علي(عليه السلام) مي­فرمايد:« والله لابن ابيطالب آنس بالموت من الطفل بثدي امّه: به خدا سوگند كه انس فرزند ابوطالب به مرگ، بيشتر از انس بچه به سينه مادر است.»( نهج البلاغه خطبه 5)

موضوعات: اساتید اخلاق  لینک ثابت

 [ 09:19:00 ق.ظ ]